یک جایی ام بغل تمنای شدید «لطفا کسی را نبینم» یا «لطفا کسی زنگ نزند» یا «لطفا فراموشم کنید». همان کنارها. از خستگی در حال شکستن.
جایی برای پنهان شدن میان آدم ها. لابلای کتاب ها و شعرها
به مفهوم دور «خارج شدن از خانه در وقت مناسب» فکر میکنم. انجام کاری در زمان درست، با انرژی درست و در مسیر درست. وقتی که انجام هیچ بخشی از کا...
جایی برای پنهان شدن میان آدم ها. لابلای کتاب ها و شعرها
ReplyDelete