از اون شب هاست که یکی باید بیاد و من رو از زیر بیرحمی پنجههای خودم دور کنه. اگه ماشین داشته باشه یا کرم جاده و دور شم از این شهر، از این جغرافیا، از این حال هم که چه بهتر.
پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم. و گمونم درست گفت.
No comments:
Post a Comment