انگار تمام اون مرزهای دوست نخواهم داشت، دل نخواهم سپرد و دوباره خطر نخواهم کرد داره مثل موم آب میشه. طول کشید. خیلی زیاد طول کشید.
خودمم دارم آب میشم. از چشمهام اشتیاق جای درد بیرون میریزه. قطره قطره.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
تتیس.
آلارم ساعت ده صبح گوشی رو چند لحظه پیش خاموش کردم. الان باید بغلش میکردم و قرص هاش رو میذاشتم دهنش. اول قرص برای از بین بردن ویروسش. بعد قر...
No comments:
Post a Comment