حال تاریک هنوز پشت خندهها مونده. ترس و تردید هم. انگار هیولا آن سمت کمد نشسته باشد. به انتظار. به قهقهه. به ولع.
آلارم ساعت ده صبح گوشی رو چند لحظه پیش خاموش کردم. الان باید بغلش میکردم و قرص هاش رو میذاشتم دهنش. اول قرص برای از بین بردن ویروسش. بعد قر...
No comments:
Post a Comment