پرسید میدونی کجام؟ گفتم پای پل عابری که نصفه شب ایستادیم بالاش و سیگار کشیدیم. خندید. همونجا بود.
پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم. و گمونم درست گفت.
No comments:
Post a Comment