Saturday, February 15, 2020

.

زنگ زد که میتونی خونه رو لطفا سریعا تخلیه کنی؟ تا حداکثر بیست شب از الان؟ یعنی در بهترین حالت نوزده شب دیگه میتونم این بخش آسمون رو ببینم. به ستاره‌ها زل بزنم و حرکت ماه رو دنبال کنم. نوزده شب دیگه وقت دارم به جای جای خونه زل بزنم و خاطرات عشق‌بازی‌هام و شیطنت‌هام رو به یاد بیارم. حداکثر نوزده شب. احساس میکنم رحم مادر بار دیگه داره باز میشه. من دوباره دارم رونده میشم. دلم می‌خواد به جای دل دادن به غم، از این همه لطف و مهربانی خونه تشکر کنم. کاش میشد توی خونه خودم رو غرق میکردم. کاش توی جهانی بودیم که میشد خودت رو با ساختمان یکی کنی و در هم بپیچی.
باید دنبال یک خونه بگردم با پنجره‌های بزرگ‌. آفتابگیر. با سهمی از آسمون. هر جای شهر که شد.

No comments:

Post a Comment

.

پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم.  و گمونم درست گفت.