Saturday, June 13, 2026

استانبول

مردم این شهر بارون رو دوست ندارند. روزهای بارونی و ابری و بادی طرفداری نداره. به چشم «خب صبر کنیم بگذره که آفتاب دلپذیر برگرده» نگاهش میکنند. نشسته بودم بالکن. کتاب می‌خوندم و می‌خندیدم و هیچ کس نبود. برخلاف همیشه که تابستونها آدمها مثل مور و ملخ از خونه بیرون میزنند. 
یه مرغ دریایی وسط بارش بارون پرواز کرد و چرخید و چرخید. منم همینطور مارتی عزیزم. منم مثل تو عاشق این چهره از شهرم.
کاش تو هم من رو آشنا ببینی عزیز دل.

No comments:

Post a Comment

استانبول

مردم این شهر بارون رو دوست ندارند. روزهای بارونی و ابری و بادی طرفداری نداره. به چشم «خب صبر کنیم بگذره که آفتاب دلپذیر برگرده» نگاهش میکنند...