تلفن رو قطع میکنم و زل میزنم به تیغهی آفتاب روی تخت. به برگ انجیر سبز. صدای توی سرم میپرسه میترسی؟ میترسم. آره. میترسم.
رویا میبینم که بهم سرک میکشی و در بیداری برات مینویسم توی خوابم چکار میکنی مرد؟
No comments:
Post a Comment