فقط یک لحظه نگاهش بین فاصلهی شالم و یقهی پیرهنم گیر کرد. دید. پلک زد. فقط یک لحظه صداش کش پیدا کرد. گذشت.
بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...
No comments:
Post a Comment