Thursday, November 20, 2025
.
پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم. و گمونم درست گفت.
Tuesday, November 18, 2025
.
گفت من اگر بودم انقدر دست و پا نمیزدم که تو زدی. میذاشتم حیوون بره. تو واقعا با چنگ و دندون نگهش داشتی این یکی دو ماه.
Tuesday, November 4, 2025
Neverland
نیاز دارم از خونه بزنم بیرون و برم و برم و برم و برنگردم. نیاز دارم برم به ناکجای خودم در این شهر. اما خب من در این شهر ناکجا ندارم و غربت یعنی همین. نداشتن نورلند در شهر.
Sunday, November 2, 2025
.
به کمربند جبار نگاه کن دختر و به یاد بسپار عمر انسان از اندوهش طولانیتره و بنیاد جهان از چیزهایی غیر انسانساز ساخته شده، از حضور ما بسیار طولانیتر.
که هیچ چیز در زیر آسمان همیشگی نیست.
Subscribe to:
Posts (Atom)
چهارصد و پنج
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
-
ماه و زهره را به طرب آرم
-
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
-
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...