Sunday, June 21, 2026

.

نشستم و به هلال ماه زل زدم که بخش به بخش پایین می‌رفت. آسمون پر ستاره بود. اون همه ستاره رو توی کدوم شب دیده بودم؟ وقتی سرم رو بالا می‌بردم و زل میزدم به تصویر آشنای بالای سرم؟ سی سال شاید گذشته. وسط شهر خیلی بزرگ، با یکی از بدترین آلودگی‌های نوری ممکن، دقیقا زیر تیر چراغ برق، با هلال ماه شب پنجم ششم، باز ستاره‌ها رو میشد دید. 
این همه سال و این همه مسیر اومدم که به این شب برسم؟ پس می‌ارزید.

Saturday, June 20, 2026

Saturday, June 13, 2026

شنبه عصر

بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که در تنهایی با روح خداحافظی کنه.
و بعد زار زدم. مرگ وقتی لمست می‌کنه هیچ وقت زندگی به شکل سابق برنمی‌گرده. این موهبتشه البته اما موهبت سنگینیه.

استانبول

مردم این شهر بارون رو دوست ندارند. روزهای بارونی و ابری و بادی طرفداری نداره. به چشم «خب صبر کنیم بگذره که آفتاب دلپذیر برگرده» نگاهش میکنند. نشسته بودم بالکن. کتاب می‌خوندم و می‌خندیدم و هیچ کس نبود. برخلاف همیشه که تابستونها آدمها مثل مور و ملخ از خونه بیرون میزنند. 
یه مرغ دریایی وسط بارش بارون پرواز کرد و چرخید و چرخید. منم همینطور مارتی عزیزم. منم مثل تو عاشق این چهره از شهرم.
کاش تو هم من رو آشنا ببینی عزیز دل.

Tuesday, June 9, 2026

رویا

نوشت که میخوام برات یک ونوس با شاخه های سبز بسازم. اجازه میدی؟

Sunday, June 7, 2026

.

نون پرسید چطور دوام میاری؟ با دکتر صحبت کن و قرص بگیر. گفتم که نه. همین عملکرد نصفه نیمه ی من رو هم قرص مختل میکنه. واقعا علاج کارم الان قرص نیست. اما سخته رفیق سخته. گفت آره این روزها عجیب سخته. بعد انگار ترسیده باشم که نکنه ناشکری کرده باشم، گفتم اما نه به قدر پارسال. هیچ چیز به سختی پارسال نیست. هیچ چیز به سختی پارسال نیست.

امسال شک ندارم که همه چیز عبور میکنه. پارسال هر دقیقه منتظر مردن بودم. 

حالا الان آدمی هستم که سختترین سالش رو گذرونده. هر چیزی بشه، سختترین سال گذشته.  و هیچ چیز قدرتمندتر از دانستن این نیست که سختترین ِ کل زندگی ام، عبور کرده.

.

زندگی به حرکت افتاده. امیدوارم بتونم به نوشتن برگردم.

.

نشستم و به هلال ماه زل زدم که بخش به بخش پایین می‌رفت. آسمون پر ستاره بود. اون همه ستاره رو توی کدوم شب دیده بودم؟ وقتی سرم رو بالا می‌بردم ...