پیام بدم و برات بگم که صبح، ویران بیدار شدم؟ که بعد از این همه روز و زمان و هفته و ماه و کوفت توی خوابم بودی و آن هم چه بودنی؟ برات بنویسم که توی خوابم، تمام تن بودی؟ عریان. آن هم چه عریان بودنی؟ برات از پرش های درون خواب بنویسم؟ پرش از این سمت به آن سمت؟ از خیابان ها، ماشین ها و مسیرها؟ از هزار چیز دیگر مثلا؟ از این خواب خیلی عجیب که هنوز بعد از هشت ساعت مزه تلخ توی دهنم و گیجی توی سرم کمتر نشده؟ یا نه. به آسانی رهاش کنم تا محو شود. که پرگویی، اتلاف زمان است.
قرار به دانستن باشد، تو خودت میدانی.