صداش زدم که: بیا!
در بهشت اکنون
Sunday, July 5, 2026
شور
دوست جدیدم -دیوانهی کامل- گفت آتش رو صدا بزن. یادم آورد چقدر شوق زندگی داشتم. چه جوانی ناب زیبایی گذراندم. دیدم همیشه از ترس، ترسیدم اما شور رو از دست دادم.
Sunday, June 28, 2026
قطار
بعد از هشت سال، که قطار حرکت کرد و من جا موندم، دوباره رفتم ایستگاه. دوباره حرف زدم. دوباره خواستم. فکر میکردم این دوران زندگی برای همیشه تموم شده.
و نمیدونم شده یا نه. اما این بار سرزندهام
Sunday, June 21, 2026
.
نشستم و به هلال ماه زل زدم که بخش به بخش پایین میرفت. آسمون پر ستاره بود. اون همه ستاره رو توی کدوم شب دیده بودم؟ وقتی سرم رو بالا میبردم و زل میزدم به تصویر آشنای بالای سرم؟ سی سال شاید گذشته. وسط شهر خیلی بزرگ، با یکی از بدترین آلودگیهای نوری ممکن، دقیقا زیر تیر چراغ برق، با هلال ماه شب پنجم ششم، باز ستارهها رو میشد دید.
این همه سال و این همه مسیر اومدم که به این شب برسم؟ پس میارزید.
Saturday, June 20, 2026
Saturday, June 13, 2026
شنبه عصر
بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که در تنهایی با روح خداحافظی کنه.
و بعد زار زدم. مرگ وقتی لمست میکنه هیچ وقت زندگی به شکل سابق برنمیگرده. این موهبتشه البته اما موهبت سنگینیه.
استانبول
مردم این شهر بارون رو دوست ندارند. روزهای بارونی و ابری و بادی طرفداری نداره. به چشم «خب صبر کنیم بگذره که آفتاب دلپذیر برگرده» نگاهش میکنند. نشسته بودم بالکن. کتاب میخوندم و میخندیدم و هیچ کس نبود. برخلاف همیشه که تابستونها آدمها مثل مور و ملخ از خونه بیرون میزنند.
یه مرغ دریایی وسط بارش بارون پرواز کرد و چرخید و چرخید. منم همینطور مارتی عزیزم. منم مثل تو عاشق این چهره از شهرم.
کاش تو هم من رو آشنا ببینی عزیز دل.
Tuesday, June 9, 2026
Subscribe to:
Posts (Atom)
شور
دوست جدیدم -دیوانهی کامل- گفت آتش رو صدا بزن. یادم آورد چقدر شوق زندگی داشتم. چه جوانی ناب زیبایی گذراندم. دیدم همیشه از ترس، ترسیدم اما شو...
-
ماه و زهره را به طرب آرم
-
غروبهای استانبول فقط مرز بین روز و شب نیستند. کوتاه و گذرا. طولانی و کشدار و غریب یه یک ساعتند. زیبایی غریبیه.
-
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...