غمگینم. وقت غم، احساس بیپناهی میکنم و درگیر بیپناهی که میشم، دلم برات و برای حضورت تنگ میشه. انگار یه حفرهی بزرگ وسط دنیا دهن باز کرده. مثل اونجا که میگه: و جهان، از هر سلامی خالی است.
پیام بدم و برات بگم که صبح، ویران بیدار شدم؟ که بعد از این همه روز و زمان و هفته و ماه و کوفت توی خوابم بودی و آن هم چه بودنی؟ برات بنویسم ...
No comments:
Post a Comment