Wednesday, August 15, 2018

بیهودگی

غمگینم. وقت غم، احساس بی‌پناهی می‌کنم و درگیر بی‌پناهی که می‌شم، دلم برات و برای حضورت تنگ میشه. انگار یه حفره‌ی بزرگ وسط دنیا دهن باز کرده. مثل اونجا که میگه: و جهان، از هر سلامی خالی است.

No comments:

Post a Comment

چهارصد و پنج

جنگ یک باره مهاجرم کرد.‌ اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد.‌ به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشه‌های قوی ایرانم ناپ...