روزهای غیر کاری مطمئنم که دوامم به بادی بنده. روزهای کاری بلند پرواز و مطمئنم. جالبه. انگار تعطیلات معنیش اجازه دادن به بخش ترسیده و خسته ی وجودمه. برای زندگی کردن. برای نوشته شدن.
Monday, July 9, 2018
دو
روزهای کار کردن و روزهای کار نکردن دو تا آدم متفاوت میشم. فکرم روزهای کاری مرتب تره. عقایدم هم. بیشتر سر جای خودم در جهانم.حیفم میاد از ریخت و پاش اطرافم. به دقیقه پایبند میشم. میدونم کجای جهانم. میدونم کجا میخوام که برم. مطمئن. مومن. مقید. روزهای کار نکردن اما، ته مغزم یک گردباد می چرخه و همه چیز رو می بره. همه چیز رو به هم میریزه. آشفته ام. ناتوانم در تصمیم گیری و هیچ چیز قاطعانه نیست.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
به جان
رویا میبینم که بهم سرک میکشی و در بیداری برات مینویسم توی خوابم چکار میکنی مرد؟
-
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
-
پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم. و گمونم درست گفت.
-
درد.
No comments:
Post a Comment