Friday, July 20, 2018

قهقرا

حال تاریک هنوز پشت خنده‌ها مونده. ترس و تردید هم. انگار هیولا آن سمت کمد نشسته باشد. به انتظار. به قهقهه. به ولع.

No comments:

Post a Comment

چهارصد و پنج

جنگ یک باره مهاجرم کرد.‌ اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد.‌ به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشه‌های قوی ایرانم ناپ...