Monday, March 2, 2020
.
از ضعف متنفرم. میتونم این جمله ی سه کلمه ای رو تا صد بار بنویسم. از ضعف متنفرم و نمیدونم این ترس از مریضیه یا خود بیماری. باید برای اسباب کشی کمک بگیرم. یاد اولین باری که سال هشتاد و دو دکور اتاقم رو عوض کردم افتادم. همه چیز رو خودم جا به جا کردم. میز و تخت و کمد رو که هیچ کدوم سبک نبودن. یه جا تخت از دستم ول شد و کوبیده شد روی شست پا و ناخنم تماما سیاه شد. حالا اما نفسم نمیرسه که یک کارتن کتاب رو تنهایی جا به جا کنم و هشت تا پله حتی پایین ببرم. از ضعف متنفرم. میتونم این جمله ی سه کلمه ای رو تا صد بار بنویسم.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
جزیره میداند
پیام بدم و برات بگم که صبح، ویران بیدار شدم؟ که بعد از این همه روز و زمان و هفته و ماه و کوفت توی خوابم بودی و آن هم چه بودنی؟ برات بنویسم ...
-
ماه و زهره را به طرب آرم
-
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
-
پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم. و گمونم درست گفت.
No comments:
Post a Comment