اینجا نوشته: شیون تمام فضا را انباشته، حتی بچهها هم گریه میکنند. هستی هم میگرید. شمایل خوان و آقا شیخ سعید هم میگریند، و هستی میاندیشد که این شیون هزاران سال تاریخ ماست، و کدام دونده به مقصد رسیده؟
از: جزیره سرگردانی
بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...
No comments:
Post a Comment