اینجا نوشته: شیون تمام فضا را انباشته، حتی بچهها هم گریه میکنند. هستی هم میگرید. شمایل خوان و آقا شیخ سعید هم میگریند، و هستی میاندیشد که این شیون هزاران سال تاریخ ماست، و کدام دونده به مقصد رسیده؟
از: جزیره سرگردانی
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
No comments:
Post a Comment