Friday, October 19, 2018

هورمون‌ها

انگار که آیین ماهانه باشد، چراغ‌ها را خاموش کردم.‌ گرم‌ترین لباس مجاز برای تخت را پوشیدم. خزیدم بین دوتا پتو و یک ساعت و چهل و سه دقیقه و بیست ثانیه‌ی تمام اشک ریختم.
به عنوان بی‌خاصیت‌ترین مونث جهان.

No comments:

Post a Comment

چهارصد و پنج

جنگ یک باره مهاجرم کرد.‌ اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد.‌ به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشه‌های قوی ایرانم ناپ...