در بهشت اکنون
Saturday, December 22, 2018
هیچ وقت به اومدن مهمون به خونه ام عادت نکردم. هیچ وقت به اومدن بچه ها به خونه ام عادت نمی کنم. هنوز حضورشون معجزه است. هنوز اینکه من خونه دارم و میتونم میزبانشون باشم معجزه است.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
بگریزم
درد.
.
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
هفتمین روز ماه نهم
ماه و زهره را به طرب آرم
از خیال
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment