Tuesday, December 18, 2018

احسن

بهم زنگ زده و صحبت کرده و توضیح داده و فقط گفته نگران نباش.
یک قدم دیگه قراره آرومتر شم. یواش یواش.

No comments:

Post a Comment

شنبه عصر

بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...