در بهشت اکنون
Sunday, February 17, 2019
هجده سالم نیست. آدم ها رو تحمل نمیکنم. بدذاتی آزارم میده و فرار میکنم ازشون. کسی که معنای مرز رو نمیدونه. معنای نه رو نمیفهمه و نمی پذیره خواستنی نیست رو هیچ وقت توی مرزهام خوش آمد نمیگم. دیروقته برای این کلمات اما گمونم هنوز میشه درس گفت و فهمید.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
بگریزم
درد.
.
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
هفتمین روز ماه نهم
ماه و زهره را به طرب آرم
از خیال
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment