در بهشت اکنون
Tuesday, May 12, 2020
نفس گیر
دنیام، خودم تا دو متر آن ور تر از تنم شده. استرس آدم را محدود میکند. نمیدانستم. عصر که جهان چرخید، فکر که کردم یک قدمی سکته همین جاست و متوقف شو فهمیدم. از دست این پنجاه روز باقی مانده فقط کاش قسر در بروم.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
بگریزم
درد.
.
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
هفتمین روز ماه نهم
ماه و زهره را به طرب آرم
از خیال
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment