باز دوباره شب تا صبح فرودگاه بودم توی خواب. سرگردانی اونجا بدتر از سرگردانی اینجاست برام. شبیه یه بازی بی انتهاست. سرگردانی. سرگردانی. سرگردانی.
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
No comments:
Post a Comment