باز دوباره شب تا صبح فرودگاه بودم توی خواب. سرگردانی اونجا بدتر از سرگردانی اینجاست برام. شبیه یه بازی بی انتهاست. سرگردانی. سرگردانی. سرگردانی.
بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...
No comments:
Post a Comment