کتاب شعر جدید شین منتشر شده. خودش و ر هر روز در حال نوشتن پیرامون کتاب هستند. فردا جلسه بررسی و نقد شعر سمت شمال غرب تهران گذاشته اند. از میم میپرسم می روی؟ میگوید که نه. با خنده ی دندانی آخر جمله اش.
هفده ساله میشوم دوباره. غش میکنم از خنده.
بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...
No comments:
Post a Comment