Thursday, November 4, 2021

نجات ‏دهنده ‏دیگر ‏آدرس ‏سرزمین ‏من ‏را ‏بلد ‏نیست.

یه روزهایی هست که فکر میکنم جانم به نگه داشتن اینجا دیگر نمیرسد. که وقتش رسیده اینجا را، که دیگر نه سبک خاصی دارد و نه حالت منحصر بفردی، بسپارم به دست باد. حیف خواهد شد. من تنها چیزی که همیشه‌ی سالهام با خودم حفظ کردم، همین بوده. وبلاگ نویس یک گوشه‌ی خلوت بودن.
فارغ از دنیا.

3 comments:

  1. نکن حاجی. ما از اینوریدر می‌خونیم خب.

    ReplyDelete
  2. کلمه‌ها، کلمه‌های عزیز، غرقۀ اندوه و اشک غسل تعمیدی دوباره می‌شوند

    ReplyDelete
  3. ما این گوشه خلوت و نویسنده‌ی فارغ از دنیاش رو دوست داریم.

    ReplyDelete

شنبه عصر

بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...