Friday, November 19, 2021

آسیاب بادی کاغذی

 آقای سامی بیگی نازنین ترانه هایی داره که میشه هدفون رو فرو کرد توی گوش و صداش رو تا ته زیاد کرد و همنوا با ریتمش با سرعت بیشتری دوید. یا همون ساسی مانکن جادوگر رو در نظر بگیرید، همون، جوری میخونه که وای چقدر مستم من که آدم ِ هوشیار ِ هوشیار به خودش شک میکنه و میبینه داره میخنده و حال بهتری پیدا کرده. بعد ما چه کردیم؟ هیچی. مردهایی رو یافتیم که در بیداری محمد قائد برامون بخونن و در خواب تک گویی شکسپیر کنن و بعد تمام روز صدایی توی سرمون بگه اما این رسمش نبود اسماعیل. نه رسم یافتن آدم بود نه رسم دیدن خواب. کاش بیشتر بدویم اما.

No comments:

Post a Comment

شنبه عصر

بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...