از این همه گریه کردن خسته ام.
از این همه ناتوانی برای گریه کردن، خستهام :-(
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
از این همه ناتوانی برای گریه کردن، خستهام :-(
ReplyDelete