بعد از چند دقیقه برمیگردم و دوباره متنم رو میخونم. چند تا پاراگراف، چند تا جمله کمه. وقت نوشتن به جملات فکر کردم و حتی مطمئنم که نوشته بودمشون. اما نیستند. اینجا نیستند.
یاد خونه های بیپنجره و آدمهای بی دست و پای نقاشیها میافتم.
رویا میبینم که بهم سرک میکشی و در بیداری برات مینویسم توی خوابم چکار میکنی مرد؟
No comments:
Post a Comment