در بهشت اکنون
Sunday, December 11, 2022
tat tavam asi
آنچه در بالا هست در پایین هم دیده میشود. تو، آن هستی.
خودکار رو برمیدارم و روی تنم مینویسم. انگار بعد از نوشتنش روی تن، قفل بهم خورده. من اون وسط بالا و پایین موندم.
نعره میزنم.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
بگریزم
درد.
.
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
هفتمین روز ماه نهم
ماه و زهره را به طرب آرم
از خیال
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment