در بهشت اکنون
Tuesday, May 4, 2021
.
تمام روزهایی که با خودم غریبگی میکردم، دخترک به جای کنار بالش یک جای دیگر خوابید. انگار دوری بیماری واگیر داری باشد و خودش را حفظ کند. کتاب را بستم و خودم را پیدا کردم و دیدم کنارم خوابش برده.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
به جان
رویا میبینم که بهم سرک میکشی و در بیداری برات مینویسم توی خوابم چکار میکنی مرد؟
چهارصد و پنج
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
.
پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم. و گمونم درست گفت.
بگریزم
درد.
No comments:
Post a Comment