در بهشت اکنون
Tuesday, May 4, 2021
.
تمام روزهایی که با خودم غریبگی میکردم، دخترک به جای کنار بالش یک جای دیگر خوابید. انگار دوری بیماری واگیر داری باشد و خودش را حفظ کند. کتاب را بستم و خودم را پیدا کردم و دیدم کنارم خوابش برده.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
بگریزم
درد.
.
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
هفتمین روز ماه نهم
ماه و زهره را به طرب آرم
از خیال
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment