Tuesday, May 4, 2021

.

تمام روزهایی که با خودم غریبگی می‌کردم، دخترک به جای کنار بالش یک جای دیگر خوابید. انگار‌ دوری بیماری واگیر داری باشد و خودش را حفظ کند. کتاب را بستم و خودم را پیدا کردم و دیدم کنارم خوابش برده.

No comments:

Post a Comment

چهارصد و پنج

جنگ یک باره مهاجرم کرد.‌ اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد.‌ به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشه‌های قوی ایرانم ناپ...