Sunday, June 28, 2026

قطار

بعد از هشت سال، که قطار حرکت کرد و من جا موندم، دوباره رفتم ایستگاه. دوباره حرف زدم. دوباره خواستم. فکر میکردم این دوران زندگی برای همیشه تموم شده. 
و نمی‌دونم شده یا نه. اما این بار سرزنده‌ام

No comments:

Post a Comment

.

دفتر نوشته‌های مهرماه رو پیدا کردم. نوشتم: گربه جدید خیلی بانمکه اما تتیس سرحال نیست. یکماه دیگه که از این خونه برم دیگه نمیتونم سر مزار بچه...