این همه سال و این همه مسیر اومدم که به این شب برسم؟ پس میارزید.
Sunday, June 21, 2026
.
نشستم و به هلال ماه زل زدم که بخش به بخش پایین میرفت. آسمون پر ستاره بود. اون همه ستاره رو توی کدوم شب دیده بودم؟ وقتی سرم رو بالا میبردم و زل میزدم به تصویر آشنای بالای سرم؟ سی سال شاید گذشته. وسط شهر خیلی بزرگ، با یکی از بدترین آلودگیهای نوری ممکن، دقیقا زیر تیر چراغ برق، با هلال ماه شب پنجم ششم، باز ستارهها رو میشد دید.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
.
نشستم و به هلال ماه زل زدم که بخش به بخش پایین میرفت. آسمون پر ستاره بود. اون همه ستاره رو توی کدوم شب دیده بودم؟ وقتی سرم رو بالا میبردم ...
-
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
-
ماه و زهره را به طرب آرم
-
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment