زیر پل، ریسههای سبز گیاه آویزون بود. ترکیب نور، پل، آب و حیات. فکر کردم که جادو. نه کم. نه زیاد. اندازه.
جادو.
خبر توقف حکم آقای عباس دریس رو خوندم. پروانه ها از دلم بیرون زدن و کل خونه رو گرفتن. گربه ها دنبال پروانه ها بالا و پایین پریدند. پروانه های آبی. زرد. سفید. روز با همین خبر تموم شد. روز با همین خبر عجین شد. زمان به کام شد. ایام به دل.
درد.