فوبیای جدید پیدا کردم. اینکه بمیرم و هیچ کس متوجه نشه و به عنوان نتیجه جانبی، این دوتا هم آسیب ببینن. کلید زاپاس رو پشت در جا ساز کردم برای این پیشامد. شاید همینه توان تحملم در برابر درد کم شده. شاید درد شدیدتر نشده که اینطور به تناوب میندازه من رو. تابآوری من تموم شده.
از این یکی دیگه در نمیام. میدونم. آینده بر خلاف همیشه فقط یک بلاک بزرگ سیاه رنگه. گذشته هم. توی یک حال عظیم بدون گریز افتادم.
No comments:
Post a Comment