در بهشت اکنون
Friday, March 25, 2022
کاش زمستان نرود. آنقدر سریع نرود.
هوس پرتقال کردم. با شکلات تلخ. که شکلات را تکه تکه بشکانی یا رندهی درشت کنی و پرتقال را پره پره کنی و خوب ریز کنی. حسابی مخلوط شوند. نه این به آن غالب شود نه آن به این.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
بگریزم
درد.
.
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
هفتمین روز ماه نهم
ماه و زهره را به طرب آرم
از خیال
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment