در بهشت اکنون
Friday, March 25, 2022
کاش زمستان نرود. آنقدر سریع نرود.
هوس پرتقال کردم. با شکلات تلخ. که شکلات را تکه تکه بشکانی یا رندهی درشت کنی و پرتقال را پره پره کنی و خوب ریز کنی. حسابی مخلوط شوند. نه این به آن غالب شود نه آن به این.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
به جان
رویا میبینم که بهم سرک میکشی و در بیداری برات مینویسم توی خوابم چکار میکنی مرد؟
چهارصد و پنج
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
.
پرسیدم چه بلایی سرمون اومده؟ ما که رویابینان جهان بودیم. گفت از واقعیت شکست خوردیم. و گمونم درست گفت.
بگریزم
درد.
No comments:
Post a Comment