ایستادم توی صف صندوق. نوبتم که شد یه لحظه جهان سکوت کرد. فکر کردم من چی دارم میخرم؟ چند لحظه ی خیلی کوتاه اما واقعی طول کشید تا همه چیز برگرده سر جاش.
بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...
No comments:
Post a Comment