Wednesday, March 10, 2021

نفرین

اسماعیل، آن من ِ صبور ِ حرف گوش کن ِ احمق ِ مهربان که بلد بود از خون خودش ببخشد و دم نزند مرد. گشنه ام بود. خوردمش.

No comments:

Post a Comment

شنبه عصر

بعد، در مورد مرگ حرف زدیم. در مورد اینکه وقتی کسی عاشق تو باشه و تو عاشقش باشی، همیشه نمیتونین جلوی چشم هم بمیرید. اوج عشق برای بدن اینه که ...