در بهشت اکنون
Thursday, May 19, 2022
.
میدونی، گاهی اینجا یه ابر غلیظ و متراکمی داره که من توی خونه نفسم حبس میشه. گمونم سومین تجربه امروز بود. خودم رو به در و دیوار میکوبم این روزها که بتونم نفس بکشم.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
بگریزم
درد.
.
با خساست تمام، چشم دوختم به آخرین قطرههای توانام. مراقب. منتظر. نگران.
هفتمین روز ماه نهم
ماه و زهره را به طرب آرم
از خیال
نود و سومین شب بعد از نبودن بچه، دختر یاد گرفته جای خواهر رفتهاش بخوابه. عمیقترین شکل سوگواری که در زندگیم شاهد بودم و خوندم رو توی این سه...
No comments:
Post a Comment