حالا میدونم از این قفس، رها شدنی در کار نیست. هستیم همینجا. بی پر. بی نور.
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
No comments:
Post a Comment