Monday, March 22, 2021
.
من تو را آسان نیاوردم به دست
Sunday, March 21, 2021
.
دو سه تا وبلاگ جدید پیدا کرده ام و باید به لیست اینوریدر اضافه کنم. پیغام داده که همین الان هفتاد تا وبلاگ بیشتر از توانت داری دنبال میکنی. پاک کن. هفتاد وبلاگ. هفتاد اسم. هفتاد خاطره ی دور. دانه دانه لیست را بالا و پایین میکنم. کلمات را میخوانم. تیر میکشم. پاک میکنم.
.
حوالی پنج صبح، هنوز وقتی سرمهای هوا روشن نشده، صدای کلاغ میاد. انگار خبر از وزش باد بده. خبر از رسیدن صبح. ساکت که میشه همهمهی گنجشکها بالا میره. هر روز، شاید یک دقیقه این حوالی همه چیز ساکت میشه و طبیعت صدا بالا میبره.
مرکز شهر، بدون درخت و نزدیک خیابون به این شلوغی زندگی کردن هزار بدی داره. این یک خوبی اما هست. امسال یاد گرفتم کوچکترین بذر امید و خوبی ممکنه یک روز به بار بشینه. کم چیزی نیست.
Thursday, March 18, 2021
بازپسگیری
Wednesday, March 17, 2021
خلا
صدای حرف زدن خودم با خودم گم شده. آن مکالمه ی همیشگی که همه چیز را به هم میبافت. گفتگوی سرخوشانه یا غمگینم. آن سنجش دائمی. نوشتن های درون سرم. همه خاموش شده اند. گمانم عبارت معروفی هست که میگوید هر آدمی با رفتنش بخشی از وجودت را میبرد. این روزها خواندن حالم را بد میکند. در برابر میل نوشتن، با سکوت سنگین درونم مواجهم و جهان؟ در سکوت به من خیره شده. بی صدایی محض.
آبان
در مدح و مذمت فرصت دوباره.
-
برخیز.
-
جنگ یک باره مهاجرم کرد. اتفاقی که این همه سال و روز نیفتاده بود، در ماه اول رخ داد. به یکباره، چشم باز کردم و دیدم ریشههای قوی ایرانم ناپ...
-
درد.